ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
213
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) عمار و مادرش رسيديم كه آنان را شكنجه مىدادند ، ياسر گفت : روزگار چنين است . پيامبر ( ص ) فرمود : شكيبا باش و سپس عرضه داشت : پروردگارا خاندان ياسر را بيامرز هر چند حتما آمرزيدهاى . مسلم بن ابراهيم از هشام دستوايى ، از ابو الزبير نقل مىكند * پيامبر ( ص ) از كنار خاندان عمار كه آنان را شكنجه مىدادند عبور فرمود و به ايشان گفت : اى خاندان عمار مژده و بشارت بر شما باد كه وعدهگاه شما بهشت است . فضل بن عنبسة هم از شعبه ، از ابو بشر ، از يوسف مكى نظير همين را نقل مىكند . اسماعيل بن ابراهيم از ابن عون ، از محمد نقل مىكند * پيامبر ( ص ) عمار را در حالى كه مىگريست ملاقات فرمود اشك از چشمان او پاك كرد و فرمود : مىدانم كافران تو را در آب فرو كردند تا چنان بگويى ، اگر اين كار را تكرار كردند ، باز هم بگو . عبد الله بن جعفر رقى از عبيد الله بن عمرو ، از عبد الكريم ، از ابو عبيدة بن محمد بن عمار ياسر نقل مىكند * مشركان عمار را گرفتند و دست از او برنداشتند تا به رسول خدا دشنام داد و خدايان آنان را به نيكى ياد كرد ، و چون به حضور پيامبر رسيد آن حضرت از او پرسيدند چه خبر ؟ گفت : اى رسول خدا خبر بدى دارم به خدا سوگند مرا رها نكردند تا آنكه به شما دشنام دادم و خدايان ايشان را به نيكى ياد كردم . فرمود : دل خود را چگونه يافتى ؟ گفت : كاملا مطمئن به ايمان ، فرمود : اگر تكرار كردند همين كار را بكن . عبد الله بن جعفر رقى از عبيد الله بن عمرو ، از عبد الكريم ، از ابو عبيدة بن محمد بن عمار بن ياسر در مورد اين گفتار خداوند كه مىفرمايد « مگر كسى كه مجبور شود و قلب او مطمئن به ايمان باشد » [ 1 ] مىگفته است * منظور عمار ياسر است ، و در مورد « و لكن آنكه گشاده كرد به كفر سينه را » [ 2 ] مىگفته است منظور عبد الله بن ابى سرح است . وكيع بن جراح هم از اسرائيل ، از جابر ، از حكم نقل مىكند * آن آيه دربارهء عمار نازل شده است . حجاج بن محمد از ابن جريج نقل مىكند كه مىگفته است كه شنيدم عبد الله بن عبيد بن عمير مىگفت * در مورد عمار و شكنجههاى او در راه خدا ، اين گفتار الهى نازل شده
--> [ 1 ، 2 ] . از آيهء 108 سورهء شانزدهم - نحل - و براى اطلاع بيشتر رك : شيخ طوسى ، تفسير تبيان ، ج 6 ، چاپ نجف ، ص 428 ، اين آيه در مبحث تقيه هم ملاك عمل است . - م .